جامعهشناسی حقوقی دین و فقه
نویسنده: سیدمحمود نجاتیحسینی (خراسانی) دسته بندی:مطالعۀ نسبت دین، فقه، حقوق و جامعه از قلمروهای مهم و رو به گسترش در علوم انسانی و اجتماعی معاصر است. در این قلمرو، امر دینی در پیوند با باور، مناسک، اخلاق، نهاد، قانون، حافظۀ تاریخی و صورتهای زیست روزمره فهم میشود و فقه نیز در کنار جایگاه استنباطی و هنجاری خود، در متن حیات اجتماعی، فرهنگی و حقوقی مورد توجه قرار میگیرد. دین در زندگی اجتماعی با خانواده، جنسیت، شهروندی، اخلاق عمومی، زبان مشترک، نهادهای اجتماعی و تجربههای جمعی انسانها نسبت دارد. فقه نیز، هرچند در درون سنت علمی خود بر مبانی، قواعد، منابع و روشهای خاص استوار است، در مقام تحقق اجتماعی با انسانها، روابط اجتماعی، نیازهای عمومی، نظمهای حقوقی، تحولات تاریخی و مسائل نوپدید جامعه مواجه میشود. کتاب «جامعهشناسی حقوقی دین و فقه» از دل همین مسئلۀ بنیادین پدید آمده است: اینکه دین و فقه چگونه در متن جامعه، تاریخ، نهاد، حقوق، اخلاق، فرهنگ و زندگی روزمره قابلفهم و تحلیلاند.
اهمیت این اثر از آنجاست که در ادبیات فارسی و بهویژه در فضای مطالعات جامعهشناختی ایران، آثاری که بهصورت متمرکز، نظاممند و میانرشتهای به «جامعهشناسی حقوقی دین و فقه» بپردازند، چندان پرشمار نیستند. در سنت پژوهشی ما، مطالعات فقهی و حقوقی غالباً در افق دروندانشی، هنجاری و استنباطی سامان یافتهاند. در سوی دیگر، مطالعات جامعهشناسی دین نیز کمتر بهطور مستقیم وارد تحلیل اجتماعی فقه، زبان فقهی، صورتهای حقوقی دین، نسبت حق و تکلیف، شهروندی دینی، اخلاق اجتماعی و مواجهۀ فقه با واقعیتهای اجتماعی مدرن شدهاند. ازاینرو، کتاب حاضر را میتوان کوششی کمسابقه برای گشودن یک میدان گفتوگوی علمی میان جامعهشناسی دین، جامعهشناسی حقوق، فقه اجتماعی، فلسفۀ اجتماعی فقه و مطالعات فرهنگی دین دانست.
نقطۀ عزیمت این کتاب، فهم جامعهشناختی و حقوقی امر دینی و مسئلۀ اصلی آن، مطالعۀ اجتماعی دین و فقه در مقام پدیدههایی تاریخی، نهادی، فرهنگی و حقوقی است. مؤلف میکوشد نشان دهد که دین و فقه، در کنار جایگاه اعتقادی و هنجاری خود، در روابط اجتماعی، نهادها، منافع عمومی، اخلاق جمعی، مناسبات شهروندی، خانواده، جنسیت، دعا، حدیث، حکمت، متون دینی و صورتهای تاریخی زیست دینی نیز حضور دارند. از این منظر، فقه فراتر مجموعهای از احکام و قواعد؛ دانشی است که در تاریخ، فرهنگ، اجتماع، زبان، نهاد و زندگی مردم معنا مییابد و آثار آن در ساختارهای اخلاقی، حقوقی و اجتماعی قابلبررسی است.
ساختار کتاب نشاندهندۀ همین گستره و رویکرد میانرشتهای است. اثر با طرح مسئلۀ امر دینی، واقعیت اجتماعی حقوق و اخلاق و ضرورت تحلیل جامعهشناختی آغاز میشود و سپس در گفتارهای مختلف، سویههای متنوع این نسبت را بررسی میکند. در گفتار نخست، نسبت حقوق-اخلاق دینی با مصلحت عمومی از خلال مطالعۀ اجتماعی دعا، حدیث و حکمت شیعی بررسی میشود. در این بخش، مفاهیمی چون خیر جمعی، منفعت عمومی، مصالح شرعی و مصالح مردم در نسبت با معارف دینی و حیات اجتماعی طرح میشوند.
در گفتارهای دوم و سوم، مسئلۀ شهروندی در دو افق عرفی و دینی بررسی میشود. کتاب در این بخشها نشان میدهد که حقوق شهروندی، افزون بر معنای حقوقی و اداری خود، با اخلاق، اجتماع، نهاد، حقالناس، رابطۀ مردم با یکدیگر و صورتهای دینی فهم مسئولیت اجتماعی پیوند دارد. بازخوانی نهجالبلاغه و نهجالفصاحه در این زمینه، نمونۀ روشنی از تلاش مؤلف برای پیوند دادنِ متون دینی با تحلیل جامعهشناختی حقوق و اخلاق است.
گفتار چهارم به نسبت «خود» و «دیگری» در حقوق و اخلاق دینی اختصاص دارد و با تمرکز بر گفتمان دعای شیعی، امکان فهم اجتماعی دعا را پیش میکشد. دعا در اینجا همچون متنی اجتماعی، اخلاقی و رابطهای خوانده میشود که در آن تصویر انسان، دیگری، جامعه، مسئولیت، نیاز، رنج و امید بازتاب مییابد. چنین نگاهی راه را برای مطالعۀ جامعهشناختی مناسک، زبان دینی و اخلاق اجتماعی هموار میکند.
در گفتار پنجم، مسئلۀ فمینیسم، اسلام، حقوق بشر و شهروندی زنان از منظر جامعهشناختی بررسی میشود. اهمیت این بخش در آن است که مسئلۀ زن، خانواده، حضور اجتماعی و زنانگی را در پیوند با سنت، مدرنیته، فقه، فلسفۀ اجتماعی، حقوق، فرهنگ و تفسیر اجتماعی متون دینی تحلیل میکند. این رویکرد به مخاطب کمک میکند تا پیچیدگی نسبت جنسیت، دین، حقوق و جامعه را در سطحی علمیتر و دقیقتر ببیند.
دو گفتار پایانی کتاب، بهطور مستقیمتر به فقه، واقعیت اجتماعی و امکان صورتبندی جامعهشناسی فقه میپردازند. در این بخشها، فقه اسلامی بهمثابۀ فن-دانش حقوق دینی سنتی مطالعه میشود که با عبادات، عقود، ایقاعات و احکام سروکار دارد و در مواجهه با واقعیتهای اجتماعی مدرن، نیازمند خوانشی تاریخی، اجتماعی و نهادی است. مؤلف در ادامۀ این مسیر، از فلسفۀ اجتماعی فقه، جامعهشناسی حقوق، زبان فقهی، فرازبان اجتماعی فقه، کارکرد اجتماعی متون فقهی و امکان تیپشناسی اجتماعی فقه سخن میگوید. توجه به نقدهای راهبردی متفکرانی چون غزالی و مولوی نیز نشان میدهد که کتاب، در کنار بهرهگیری از منابع جدید علوم اجتماعی، سنت انتقادی و اخلاقی درون فرهنگ اسلامی-ایرانی را نیز در افق تحلیل خود قرار داده است.
از حیث رویکرد نظری، کتاب در نقطۀ تلاقی چند سنت فکری قرار دارد: جامعهشناسی دین، جامعهشناسی حقوق، جامعهشناسی معرفت، مطالعات فرهنگی دین، فلسفۀ اجتماعی فقه، هرمنوتیک اجتماعی متون دینی و تحلیل تاریخی نهادهای دینی. چنین رویکردی امکان میدهد مفاهیمی مانند حق، تکلیف، مصلحت، شهروندی، اخلاق، دعا، زن، خانواده، فقه، نهاد، زبان و قدرت اجتماعی دین در پیوند با یکدیگر فهم شوند. این رویکرد با افقهای شناختهشدۀ جامعهشناسی دین، جامعهشناسی حقوق، جامعهشناسی معرفت و تحلیل نهادی دین نسبت دارد و میتواند خواننده را به فهمی اجتماعیتر از مفاهیمی چون حق، تکلیف، مصلحت، شهروندی، اخلاق، فقه، نهاد و زبان دینی رهنمون سازد.
ویژگی مهم دیگر این اثر، پشتوانۀ علمی و تجربۀ پژوهشی مؤلف در حوزۀ جامعهشناسی دین، اسلام و تشیع است. دکتر سیدمحمود نجاتیحسینی از پژوهشگران پرکار و اساتید نامدار در حوزۀ جامعهشناسی دین، اسلام و تشیع است که مسیر علمی او از علوم اجتماعی و جامعهشناسی تا فلسفۀ سیاسی امتداد یافته و همین پشتوانه، امکان طرح پرسشهایی دقیقتر دربارۀ نسبت دین، فقه، حقوق، اخلاق و جامعه را برای او فراهم کرده است. مدیریت بخش جامعهشناسی دین و سردبیری نشریۀ مطالعات اجتماعی دین در مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، مسئولیت در گروههای تخصصی دین در انجمنهای علمی، تدریس مستمر درسهایی در قلمرو جامعهشناسی دین، تفکر اجتماعی در اسلام، متفکران اجتماعی مسلمان، مردمشناسی شیعیان، مطالعات شهرهای اسلامی و نسبت دین و توسعه و انتشار مجموعهای از کتابها، مقالات، فصلهای کتاب، گفتارها و جستارهای تخصصی دربارۀ جامعهشناسی دین، اسلام، تشیع، الهیات اجتماعی، فلسفۀ اجتماعی دین و هرمنوتیک اجتماعی-فرهنگی قرآن، از او چهرهای ساخته است که با مسئلۀ دین در جهان اجتماعی بهصورت مستمر، نهادی و نظری مواجه بوده است. از همین رو، «جامعهشناسی حقوقی دین و فقه» را باید در ادامۀ یک برنامۀ فکری بلندمدت فهم کرد که میکوشد سنت دینی و فقهی را در نسبت با واقعیت اجتماعی، نظم حقوقی، حیات اخلاقی، کنش انسانی و تحولات فرهنگی بازخوانی کند.
مخاطبان این کتاب به علاقهمندان به جامعهشناسی محدود نمیشود و پژوهشگران ارجمند حقوق، الهیات، مطالعات اسلامی، فقه اجتماعی، مطالعات فرهنگی، دینپژوهی و فلسفۀ اجتماعی میتوانند از مباحث آن بهره ببرند. همچنین برای طلاب، پژوهشگران حوزوی، علاقهمندان به مطالعات میانرشتهای و کسانی که دربارۀ نسبت دین، جامعه، اخلاق، حقوق و زیست روزمره میاندیشند، این اثر میتواند افقهای تازهای بگشاید.
انتشار جامعهشناسی حقوقی دین و فقه در ادامۀ توجه به آثاری است که میکوشند مرزهای رایج میان دانشها را به عرصهای برای گفتوگویی ثمربخش تبدیل کنند و به توسعۀ ادبیات جامعهشناسی دین و جامعهشناسی حقوق در ایران یاری رسانند. این اثر میتواند زمینهای برای گفتوگوهای دقیقتر و روشمندتر دربارۀ دین، فقه، اخلاق، حقوق و جامعه فراهم آورد. امید است این کتاب بتواند سهمی در توسعۀ ادبیات جامعهشناسی دین و جامعهشناسی حقوق در ایران داشته باشد و مورد توجه پژوهشگران، دانشجویان و خوانندگان دغدغهمند حوزۀ دین و جامعه قرار گیرد.
